بنیانگذار فراتر
بنیانگذار فراتر
«من همیشه باور داشتهام که اگر شرایط درست برای رشد فراهم شود، انسانها خودشان راهشان را پیدا میکنند.»
کلاسی را تصور کنید، پر از دستهایی که بالا میروند و دستهایی که از ترس اشتباه، هیچوقت بالا نمیروند. بیستوشش سال است که من در این کلاسها زندگی میکنم؛ گاهی معلم، گاهی طراح، گاهی فقط ناظری که به دنبال راهحل است؛ که پیدا کند چرا بعضی آدمها بال میگیرند و بعضی دیگر، با همان استعداد، همانجا زمینگیر میمانند. اگر امروز این متن را میخوانید، شاید دنبال یک کلاس زبان باشید، شاید دنبال چیزی فراتر از آن؛ جایی که بتوانید نفس بکشید و یاد بگیرید، بدون آنکه کسی بالای سرتان بایستد و تعداد اشتباهاتتان را بشمارد. جایی که یادگیری برایتان یک لذت مدام باشد.
در مقطع کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی خواندم، بعد از آن کارشناسی ارشد زبانشناسی در دانشگاه تربیت مدرس؛ اما دانشگاه تمام قصهی من نبود. فصلی از این قصه به سالهای قبل از ارشد برمیگشت، ۱۰ سال تجربهی تدریس در موسسات مختلف و کار با گروههای سنی مختلف؛ فصل دیگرش، به تجربهی کارآفرینی و تاسیس یک آموزشگاه حضوری در شهرک اکباتان برمیگشت، جایی که تا پیش از کرونا بیش از هزار زبانآموز سفر زبانآموزی خود را از آن آغاز کرده و سالم به مقصد رسیدند. فصل دیگر این کتاب، تجربهی تربیت مدرس و برگزاری دورههای تربیت مدرس برای مجموعهی خودم و بیش از ۲۰ موسسهی بنام کشور بود که در این مسیر، بیش از ششصد معلم را آموزش دادم.
در تمام این مسیر فقط معلم یا مدیر و کارآفرین نبودم. همیشه بخشی از من در تمام نقشها مشاهدهگر بود. و در تمام این مشاهدهها یک چیز برایم واضح و روشن بود: مشکل اکثر آدمها در عدم بروز یک توانش زبانی متناسب با نیازشان، نه در استعداد است، نه در هوش و نه در میزان علاقه و پشتکار؛ مشکل، جایی در اصل طراحی خودِ یادگیری پنهان شده است. معلم خوب، کتاب خوب، کلاسهای آنچنانی با تمام امکانات و تجهیزات آموزشی، اما خروجی کار، آنی نیست که باید باشد.
نقطهی اوج قصهی من از همین مشاهدهگری و با همین سوال در زمان کرونا اتفاق افتاد، جایی که با چالشهایی روبرو شدم که از جنس هیچکدام از تجربههای من نبود؛ یک مجموعه آموزش حضوری با بیش از هزار مخاطب را باید به آموزش آنلاین تبدیل میکردم. حتماً شنیدهاید که میگویند بزرگترین فرصتها همیشه از دل تهدیدها بیرون میآیند. من برای اولین بار فرصتی داشتم، با تمام ترس و تهدیدهایش، که این باورها را در مقیاس واقعی امتحان کنم. شبانهروز کار کردم، تحقیق و مطالعه کردم؛ از علوم یادگیری، روانشناسی شناختی تا طراحی سیستمهای آموزشی مدرن. هرچه بیشتر خواندم، بیشتر فهمیدم که یک معلم خوب یا یک کتاب خوب، بهتنهایی کافی نیستند. آنچه واقعاً کار میکند، یک سیستم است؛ سیستمی که در آن محتوا، تمرین، بازخورد و فناوری، همه با هم نفس میکشند و فضایی را خلق میکنند که در آن تجربهی یادگیری بهعنوان یک خروجی متولد میشود. در تمام نظامهای آموزشی سنتی، به آنچه که از همه مهمتر است هیچ بهایی داده نمیشود: تجربه و احساس یادگیرنده.
از دل همین اکتشافات، KishVClass متولد شد؛ و در طی شش سال تلاش بیوقفه، به بیش از صد هزار اسلاید، تکالیف تعاملی، کلاسهایی رسید که دیگر یک اتفاق محدود نبودند، بلکه یک مسیر پیوسته شدند. فراتر، قدم بعدی همین راه است؛ آنچه در فراتر میبینید، حاصل ادعا و تکرار طوطی وار حرفهای کتابها نیست، یک تجربهی آزموده بر مبنای سالها تحقیق و پژوهش و سعی و خطا، و در نهایت ساختن یک اکوسیستم یادگیری بر پشتوانهی یافتههای علمی است؛ فضایی که در آن سهم یادگیرنده و ایجاد چرخهی یادگیری در تمام مسیر دیده شده است. من باور دارم که ارزش واقعی آموزش، در انتقال اطلاعات نیست؛ در طراحی تجربهایست که به آدمها کمک کند بهتر فکر کنند، با جرئت بیشتری زندگی کنند، و یاد بگیرند چطور تا آخر عمر، یادگیرنده بمانند. در عصر هوش مصنوعی و نسل زد و آلفا، یادگیری واقعی جایی فراتر از کلاسهای سنتی با نگاه بسته و سنتی به یادگیری اتفاق میافتد.
باور ندارم هیچ آموزشگاهی بتواند زندگی کسی را عوض کند؛ رشد، تصمیمیست که هر آدم باید خودش بگیرد. اما باور دارم اگر محیطی امن بسازیم، با احترام، با بازخورد واقعی، با تمرین هدفمند، که تجربهی یادگیری را در یادگیرنده متحول کند و او را به یادگیرندهی مادامالعمر تبدیل کند، آدمها فرصت پیدا میکنند بهترین نسخهی خودشان را کشف کنند.
امیدوارم اگر روزی مسیر شما و فراتر به هم گره خورد، سالها بعد ما را فقط بهخاطر یک مهارت به یاد نیاورید؛ بهخاطر آن حسی به یاد بیاورید که نسبت به تواناییهای خودتان پیدا کردید.
به فراتر خوش آمدید.
شادی احمدی
بنیانگذار و طراح و توسعهدهندهی اکوسیستم یادگیری دیجیتال فراتر